گاهی وقت ها
گاهی وقت ها , مجبوری از عزیز ترین عزیز هات بگذری و هیچی نگی .دلت پر بزنه و همه ی احساستو پنهان کنی . شاید برای اینکه باید این راهو تنها بری . تا آخرش وایسی . آخه تو مردی .
و مرد بودن سخته . گریه نکردن سخته . اما مجبوری . می دونی که باید این سختی ها رو تحمل کنی آخه دلت می خواد خوشبختی رو به بقیه هدیه کنی. نه خودخواهیو که همه چیو واسه خودت بخوای. و می دونی که این بهترین راه خوشیختیه.
از عزیز ترین ها گذشتن فقط از آدمی بر می آد که خیلی محکم باشه و اونو باید به تمام گریه ها و ناراحتی ها خرید . آخه آدم نباید کسی رو برای خودش دوست داشته باشه . وقتی می دونی ادامه ی این راه به ضرره پس همشو بهتره خودت بکشی .
گریه نکردن روبروی کسی که همیشه گریه هاتو پیش اون می کردی یه بدبختیه. فقط کاش بفهمه که از قصد گریه نمی کنی نه این که سنگ شدی. و بفهمه …
و شاید الان هم برای اون گریه کنی فقط اون ندونه کی و کجا…..
…….

مي فهمه. مطمئن باش كه مي فهمه. و حتما تو دلش تحسينت مي كنه.
نظر توسط "samira" در تاريخ ۹ خرداد, ۱۳۸۶ ارسال شده است
وقتی که بزرگتر میشی دیگه نمیتونی خیلی جلوشو بگیری… خودش میاد
کاش بزرگ نمیشدیم ، دنیای بچه ها قشنگ ترین و زیبا ترین دنیاست
نظر توسط "سروش" در تاريخ ۹ خرداد, ۱۳۸۶ ارسال شده است