وقتی خورشید غروب می کند

Taha | وبلاگ, شعر | سه شنبه, آبان ۱۵م, ۱۳۸۶
دلم نمی خواهد که از خاطرت برود
و از یاد من
که وقتی خورشید غروب می کند
هیچ چیز دیده نمی شود
هیچ چیز

۳ نظر »

  1. سلام.
    اول شدم.
    اول
    اول

    حالا برم سر اصل مطلب:

    من آپ كرده ام.

    منتظر آمدنتان هستم.

    اگه نياييد دلخور ميشم

    نظر توسط "s r" در تاريخ ۱۶ آبان, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  2. هنوز كه لينكم نكردي ( عصباني )

    نظر توسط "s r" در تاريخ ۱۶ آبان, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  3. این یه نظر شخصیه : من اینطور فکر میکنم که وقتی خورشید غروب میکنه تنها چیزهایی دیده میشوند که واقعا وجود دارند…چون وجود از خودش نور داره و نیازی به روشنایی روز نداره…ها؟نظرت چیه؟
    چه خوب که اومدم اینجا چون اینجا رو دوست دارم…خوشحال شدم که به وبلاگم اومدی…اون عکسی که احتمالا خودتی باید بگم یه معنای عجیبی داره…نگاهت به نور…البته شاید اون نور چراغی باشه که از پشت میتابه…اما نوره و اینطور به نظر میاد که توی دستته و….تا بعد

    نظر توسط "رها" در تاريخ ۱۷ آبان, ۱۳۸۶ ارسال شده است

خروجي RSS | ترك بك

فرم ارسال نظر


Copyright © 2006-2007