ایستاده ام

Taha | شعر | دوشنبه, آبان ۲۱م, ۱۳۸۶

ایستاده ام

باد می آید

گرد و خاک می آید

ابر می آید

هر چه از تو  تهی است می آید

تو نمی آیی

ابر می گرید

——————–

۲

باز که می خندی

بار که تک تک حرف های مرا

قبل گفتنم می دانی

خوشحال یا غمگین

هر وقت که لرزش صدایت را احساس می کنم

نمیدانی , چقدر می لرزم

و چه قدر , چه قدر های دیگر

که نمی گویم و نیم سوز می شود

۴ نظر »

  1. salam salam mahdieh hastam .ali bood azizam

    نظر توسط "mahdieh" در تاريخ ۲۳ آبان, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  2. سلام
    خیلی قشنگ بود…آفرین!

    نظر توسط "مرضیه" در تاريخ ۲۵ آبان, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  3. salam
    ziba bood va delneshin
    kamyab bashi

    نظر توسط "mehdi" در تاريخ ۲۶ آبان, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  4. من خوشم اومد ولی چرا اینقدر ریز مینویسی؟ کور شدم. باز هم سر میزنم و دقیقتر میخونم. موفق باشی

    نظر توسط "کیوان" در تاريخ ۲ دی, ۱۳۸۶ ارسال شده است

خروجي RSS | ترك بك

فرم ارسال نظر


Copyright © 2006-2007