حجم زمین

Taha | وبلاگ, شعر | شنبه, فروردین ۱۱م, ۱۳۸۶

عبور باید کرد

بالای این ابر ها

جائیست

که سراپا خورشید می تابد

ماه , زیبایی را زمزمه در گوش چپم می دارد

و صدایی که در آن

خواهش پیوند می آید

عبور باید کرد

می روم من جایی

که فرو ریختن گل , شرم ناک است , مثل یک فحش رکیک

که دلم خالی از شوق رسیدن باشد

و تنم اکراه دارد که بیامیزد

بی نیازی از سر و رو یم بارد

شاید آن بالاها

بشود در ِ خانه ی دوست را کوبید

بی نیاز از عشق ِ غریزی بتوان با او بود

من از آن بالا ,

مثل یک جوجه عقاب

زمین را می پایم

زمزمه ی باد را می شنوم

نور خورشید را درک

و صورت گل را بی خار می بینم

روسپی ها را فرشته های پاکی که اشتباه می کنند

من از‌آن جا به زمین می نگرم

و تو را می بینم

و تورا می پایم

و تو را می بویم

من در آنجا به رگ و ریشه ی تو نزدیکم

بی نصیب از عادت

سیب ِسر خی را گاز می زنم

و نمی ترسم که مبادا , باغبان ,زیر لب, غر بزند

نرگس و نسترنی را که بکارم آن جا

تا ابد پا بر جاست

می توان خالی از هر تردید

یک نفر را دوست داشت

که نه از روی تهیج باشد

و نه در بند غریزه

می روم من بالا

نرسد دست هیچ تابوتی به تنم

و نپیچد پیچک کهنگی دور سرم

می شود باغچه را آبی داد

تا ابد سیرابش کرد

گل سرخی داد

لبخندی دید

می روم من سمتی

که پر از دریاهاست

و تنم , قایق ِ روحم ,

جاری است

روی این پهنه ی آبی ِ وسیع

می روم آن سو

و گل رز را

وسط دشت و کو یر می کارم

من در آن جا بسیار به دل شبزده ات می اندیشم

می توانی آن وقت

که وزش از سمت شمال می گیرد ,

نغمه ام را گوش کنی

من به خوش بختی ِ تو می نگرم

و دلم می لرزد

رگم از شادی ِ غمناکی می گیرد

و تنم پوست می اندازد از شرم ِ بلوغ

من از آن بالا

از همیشه به تو نزدیک ترم

نزدیک تر از ثانیه ی بعدی عمر

و دم پر ز امید

و با زدم پست ِ پلیدی ها از عمق وجود

از همیشه به تو نزدیک ترم

باید از این خاکی ِ بی نام و نشان

بُگذری

تا به جایی برسی

که کنارم بتوانی هر لحظه زمین را در دستت مشت کنی

و نگه داری از گردش

و زمان را روی برکه فوت کنی

تا راز گل سرخ را در چشمانم ادراک کنی

و سینه ام را که از سطح فرو می ریزد

و دلم را که از بستر ِ پاکی سحر می خیزد

حس کنی

خانه ای خواهیم ساخت

روی باد

که حیاطش پر گلدان هایی است ,

که از آن ستاره تکثیر می شود

با سر انگشتانم

نقش لب می کشم روی لبت

و با هم هوووو می کنیم

تا همه حجم زمین را باد نوازش بدهد

من غریبانه به خوشبختی خود می بالم….

تاها

۲ نظر »

  1. hamin balidan be khoshbakhti mohemme
    ghashang bood

    نظر توسط "yasaman" در تاريخ ۵ تیر, ۱۳۸۶ ارسال شده است

  2. KHEYLIIIIIIIIIIIIIIIIII KHOSHGHEEELLEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE

    نظر توسط "HODA" در تاريخ ۲۳ تیر, ۱۳۸۷ ارسال شده است

خروجي RSS | ترك بك

فرم ارسال نظر


Copyright © 2006-2007