روزشوم درختکاری

Taha | وبلاگ, شعر | پنجشنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷

در اين شب سفيد که سفيدی اش چشم را می زند

و در پشت آخرين درختان به جا مانده از روز شوم درخت کاری

که حائلی بود ميان من و دشت

تنهايی عجيبی مرا فرا ميگيرد

انگار آخرين سلاح من , چشمانم نيز

تسخير اين سفيدی وحشت زده شده اند

و اين طور است که من بی سلاح مانده ام در مقابل اين دنيای بی شرم

 

تاها

نان و شراب

Taha | وبلاگ | پنجشنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۷

 - در همه ادوار , و در لوای انواع حکومت ها ,  بالاترین کار روح این است که خود را نثار کند تا خود را بجوید , خود را فنا کند تا خود را بازیابد. انسان چیزی بجز آنچه می دهد ندارد. - نان و شراب

نان و شراب کتاب واقعا زیباییه . یه جورایی داستان جامعه ی ایرانیم هست . داستان انقلاب هایی که منحرف می شوند و دیکتاتور هایی که حکومت می کنند و مردمی که جز قبول واقعیت موجود کاری نمی کنند. فضای انسانی داستانی که نویسنده خلق کرده ستودنیه . نثر ساده و کوبنده ای که از همون صفحات اول شما رو با خودش تا انتها همراه می کنه . 

از اینیاتسیو سیلونه در ویکی پدیا بخوانید . 

درباره نان و شراب .


Copyright © 2006-2007